پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
112
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
با انذار و هشدار جدّى به اهل منبر و پرهيز دادن آنان از آلوده شدن به مطالب واهى و محرّف و غير واقعى ، راه را براى جريان فكرى ، كه مبتنى بر مسايل ارزشى و مكتبى بود ، هموار مىساخت . « 1 » هنگامى به ارزش اين حركت پى مىبريم كه نقد طنزآلود افرادى چون تركى شيرازى در « السّفره فى ذمّ الرّيا » و به سخره گرفتن مسائل اعتقادى مردم مؤمن ايران ، بازتاب وسيعى را در جامعهء آن روز به همراه داشت و براى خنثى كردن اين حركت حساب شده ، اقدام مرحوم ميرزا حسين نورى را - كه در آن اوان سرگرم در تأليف « مستدرك الوسائل » بود - تأليف « لؤلؤ و مرجان » بايد اقدامى متعهّدانه ارزيابى كرد كه با درك به موقع شرايط زمان دست به كارى بزرگ زد . اين عالم بزرگوار ، تبعات انتشار خطّ فكرى ملّاحسين واعظ كاشفى و علماى هم مشرب او را ، در فارغ شدن از مقولههاى ارزشى عاشورا و فضايل اخلاقى شهداى كربلا ، و پرداختن به اجساد شهيدان براى گرياندن مردم ، جستجو مىكند : فاضل متبحّر و المعى ملّاحسين كاشفى - كه در حدود سنهء نهصد بود - چون كتاب روضة الشّهدا را تأليف نمود ، مردم رغبت نمودند در خواندن آن كتاب در مجالس مصيبت ، و به جهت فصاحت و اخلاق آن كتاب ، هر كس از عهدهء خواندن آن برنمىآمد بلكه اشخاص مخصوصه بودند كه آن را درست آموخته ، در مجالس تعزيه دارى مىخواندند و ايشان معروف شدند به « روضهخوان » يعنى خوانندهء كتاب روضة الشّهداء ، پس از آن كمكم از آن كتاب به كتاب ( هاى ) ديگر انتقال نمودند و از آن به خواندن از حفظ ، و آن اسمِ اوّل ( / روضهخوان ) بر ايشان ماند و كار اين طايفه اندك اندك بالا گرفت و براى اصل مقصد كه گريانيدن باشد ، مقدّماتى پيدا شد از قصص و حكايات و اشعار و فضايل و رواجز و مسايل فرعيّه و غير آن ، و فنّى شد مخصوص و ممتاز ، و كار ترقّى آن به آنجا رسيد كه يكى از علماى اعلام مىفرمود در مقام مطايبه و مزاح ، كه در اين اعصار روضهخوانى داخل در علوم شده ! و علمى شده مخصوص كه بايد در تعريف آن گفت : علمٌ يبحث فيه عن عوارض اجساد الشّهداء و ما يتعلّق بها . « 2 »
--> ( 1 ) . شكوه شعر عاشورا در زبان فارسى ، ص 186 و 187 . ( 2 ) . لؤلؤ و مرجان ، ص 8 .